تبليغاتX

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

دانشجويان ارتوپدي فني

دانشجويان ارتوپدي فني
 

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 17 آبان1389 توسط ورودی 89

 


 به وبلاگ دانشجويان ارتوپدي فني خوش اومدین

 

 منتظر نظرات شما درجهت ارتقا‌ سطح وبلاگ هستیم..

                                                                       

                                                                         Ortopedi89@yahoo.com                       

                                                                                 

                                                                                          


نوشته شده در تاريخ شنبه 26 فروردین1391 توسط ورودی 89
چندتا سوال فنی...آخه چرا ؟

1 چرا راننده ها زیر بارون دلشون فقط برای زنها می سوزه؟

2 چرا بارون میاد، ترافیک میشه؟

3 چرا تو خونه ۴٠متری ال سی دی ۵٢ اینچی میذارن؟
4 چرا به هرکی مسن تره بیشتر اعتماد می کنن؟

5 چرا تو شهروند و هایپراستار  چشم میدوزن به سبد همدیگه؟
 6 چرا از تو ماشین پوست پرتغال می ریزن بیرون؟

7 چرا تو اتوبان وقتی به ماشین جلویی می رسند چراغ میدن؟
8 چرا وقتی می رن لباس بخرن بقیه مغازه ها رو هم نگاه می کنن؟

9 چرا همه دوست دارن از این کشور برن؟
10 چرا اونهایی که رفتن می خوان برگردن؟

11 چرا مردها روز زن فقط طلا و ادکلن کادو می خرند؟

12 چرا فیلم زیاد می بینن ولی کتاب نمی خونن؟

13 چرا اونهایی که زبانشون خوبه هم فیلم رو با زیرنویس نگاه میکنن؟
14 چرا باجناقها هیچوقت از هم خوششون نمیاد؟

15 چرا زنها بچه برادرشون رو بیشتر از بچه خواهرشون دوست دارند؟
16 چرا پدر دخترها تو خواستگاری کمتر از همه حرف می زنن؟

17 چرا مراسم ختم ساعت ۴ بعد از ظهر تشکیل میشه؟
18 چرا خانمها با اینکه قلبا زن زلیلیسم رو قبول ندارن ازش دفاع میکنن؟

19 چرا خانمها تو هر مهمونی نباید لباس تکراری بپوشن؟


نوشته شده در تاريخ جمعه 25 فروردین1391 توسط ورودی 89
 

چه بامزهــ ... واقعا همینجوریهــ ..



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 23 فروردین1391 توسط ورودی 89

آخــه اینمــ شد زندگـــی ؟؟؟ !!!

*ساعت ۵ صبح از ایرانسل sms اومده با شارژ ۹۰۰۰ تومان دیگر برنده ۲۱۰ ریال شارژ هدیه خواهید شد

*صندوق انتقادات و پیشنهاداتی که توی بیمارستانه پر از پول خورده

*پوشک بچه از غذای بچه گرونتره

* میریم تو مغازه یارو میگیم آقا ببخشید شارژ ۲تومنی ایرانسل چند

*پلوپز میخری روش نوشته اتوماتیک

بعد دفترچشو که میخونی نوشته: ته دیگ قهوه ای کمرنگ نیم ساعت/ پررنگ ۴۵ دقیقه

قهوه ای تیره ۱ ساعت صبر کنید سپس پلوپز را خاموش کنید!!


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 23 فروردین1391 توسط ورودی 89
 

                 یـه خبر خوشـحـالـ کنندهــ           

برای دوستانی که قرار بود دعوتشونــ کنمــ بـرج مـیلاد!

همونطور که مـی دونیـن با وجود مشکلاتـ زیادی که برای هـماهـنگـیــ بچه ها وجود داره و باتوجه به اینکه الان در عصر تـکنولوژیــ به سر می بریم و بهتره که از این امـکاناتــ کمال بهره رو ببریم بهـــتر دونستیم که این دعوتو بصورت مـجازیــ انجام بدیم که خستگی مسافت هم وجود نداشته باشه!!

اینجا متعلق به شماستـ نگران هزینهـــ همـ نباشین قبلا پرداخـتـ شدهـــ!!

http://customer.iranpix.com/x-files/milad-vr/start.html


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 20 فروردین1391 توسط ورودی 89

می تونین حدس بزنین این چیه؟

دقیقتر ببینید..



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 20 فروردین1391 توسط ورودی 89
 
من رسما از بزرگسالی استعفا میدهم ومسئولیت های یک کودک 8 ساله را قبول میکنم
میخواهم یک ساندویچ فروشی بروم وفکر کنم که آنجا یک رستوران 5 ستاره است.
میخواهم فکر کنم که شکلات از پول بهتر است،چون میتوانم آن رابخورم!
میخواهم زیر یک درخت بلوط بزرگ بنشینم وبا دوستانم بستنی بخورم.
میخواهم درون یک چاله آب بازی کنم و بادبادک خود را در هواپرواز دهم.
میخواهم به گذشته برگردم وقتی همه چیز ساده بود.وقتی داشتم رنگها را،جدول ضرب را و شعرهای کودکانه را یادمی گرفتم.وقتی نمیدانستم که چه چیزهایی نمیدانم وهیچ اهمیتی هم نمیدادم.
میخواهم فکر کنم که دنیا چقدر زیباست وهمه راستگو و خوب هستند.
میخواهم ایمان داشته باشم که هرچیزی ممکن است و می خواهم از پیچیدگیهای دنیا بی خبر باشم.
میخواهم دوباره به همان زندگی ساده خود برگردم،نمیخواهم زندگی من پر شود از کوهی از مدارک اداری،خبرهای ناراحت کننده و...
میخواهم به نیروی لبخند ایمان داشته باشم به یک کلمه محبت آمیز،به عدالت،به صلح،به فرشتگان،به باران،به ....
من رسما از بزرگسالی استعفا میدهم..!

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 20 فروردین1391 توسط ورودی 89
بعضی وقت ها فکر میکنم:

بیچاره حافظ و سعدی چی می کشیدند تو اون بی موبایلی...!

بنده خدا ها یه گوشی نداشتند به معشوقه شون اس بدند...انقدر دلم براشون میسوزه...

اون نظامی طفلک اگه میدونست موبایل چیه...چه شعرهای قشنگتری درباره لیلی و مجنون  میسرود...

فرهاد بیچاره داشت بیستون رو می کند ...اون پیرزن عفریته اومد گفت: شیرین مرده!!!

خودش یه دقیقه به شیرین اس میداد و از حالش باخبر میشد... و دیگه تیشه رو توی سر خودش نمیزد

آآآه.....ویس!!!...خط رامین خاموش نیست! زودتر بهش زنگ بزن!! 

و مجنون می گفت: اگر با من نبودش هیچ میلی ... چرا به من شماره داد لیلی؟

خسرو خطش ۹۱۲ بود ولی خط فرهاد بیچاره ایرانسل! این بود مایه برتری!


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 20 فروردین1391 توسط ورودی 89
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1 فروردین1391 توسط ورودی 89
        یا مقلب القلوب والابصار

               یا مدبر اللیل والنهار

                    یا محول الحول والاحوال

                          حول حالنا الی احسن الحال

    سال نو مبارک با آرزوی بهترین ها برای بهترین همکلاسی ها


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 17 اسفند1390 توسط ورودی 89
لحظه تحویل سال نو:

 اولین نفری که واسش دعا می کنین کیه؟

اولین دعاتون چیه؟

اولین هدیه که میگیرین از کیه؟

اولین هدیه که میدین چیه؟ به کیه؟

اولین آرزوتون چیه؟


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 17 اسفند1390 توسط ورودی 89
خدای مهربانم

کمکم کن تا امسال آدم ساده ای بشم

همانند اون کسانیکه

بدی هیچکس رو باور ندارن

برای همه لبخند می زنن

همیشه هستن

برای همه هستن

پروردگارا

کمکم کن تا آدم ساده ای بشم

تا شاید بوی ناب آدم رو یادآوری کنم

خدایا عاشقت هستم

مرا دوست بدار

                                                     لحظه تحویل سال ۱۳۹۱:

           ساعت ۸ و ۴۴ دقیقه و ۲۷ ثانیه روز سه شنبه ۱ فروردین ۱۳۹۱ هجری شمسی

                   مطابق ۲۷ ربیع الثانی ۱۴۳۳ هجری قمری و ۲۰ مارس ۲۰۱۲ میلادی


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 17 اسفند1390 توسط ورودی 89
نرم نرمک می رسد بوی بهار!!

اینجوری که ما شنیدیم خوابگاه ها تا 25 اسفند پذیرای دانشجویان هست متاسفانه!

بنابراین از اونجایی که استادا اصلا اهل پیچوندن نیستن  کلاسها دقیقا تا سه شنبه برقراره !!!

بجای چهارشنبه هم که کلاس لغو شد استاد خادم قرار گذاشتن که دوشنبه تا ساعت 1 کلاس باشه..


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 8 اسفند1390 توسط ورودی 89
 

چه اس ام اسی توی گوشیتون هست که هیچوقت دوست ندارین

 پاک بشه؟!

( فقط نظراتی که با اسم واقعی باشه تایید میشه!!!)


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 2 اسفند1390 توسط ورودی 89

 

به نظرتون کدوم امتحان اینجوری بود؟!


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 27 بهمن1390 توسط ورودی 89

روز عشق ایرانی در تقویم جدید دقیقا مصادف است با ۲۹ بهمن،

یعنی تنها  4 روز پس از ولنتاین فرنگی!

این روز "سپندار مذگان" یا "اسفندار مذگان" نام داشته است.

 فلسفه بزرگداشتن این روز به عنوان "روز عشق" به این صورت بوده است که در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می کردند و علاوه بر اینکه ماه ها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. بعنوان مثال روز اول "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، اندیشه) که نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی "بهترین راستی و پاکی" که باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی "شاهی و فرمانروایی آرمانی" که خاص خداوند است و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندار مذ لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد. زشت و زیبا را به یک چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق می پنداشتند. در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی می شده است که در همان روز که نامش با نام ماه مقارن می شد، جشنی ترتیب می دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمین روز هر ماه مهر نام داشت و که در ماه مهر، "مهرگان" لقب می گرفت. همین طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ یا اسفندار مذ نام داشت که در ماه دوازدهم سال که آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشنی با همین عنوان می گرفتند.
سپندار مذگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا می کردند.
در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می کردند.

شاید هنوز دیر نشده باشد که روز عشق را از 25بهمن ( Valentine) به ۲۹ بهمن (سپندار مذگان ایرانیان باستان) منتقل کنیم..

 


.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک